خ
داحافظی
خداحافظی
گریه در یک غروبه خداحافظی رنگ دشت جنوبهخدا حافظی
غم توی کوله باره خداحافظی ناله ی قطارهیه خط یادگاری رو دیوار نوشتم
دلو جا گذاشتم بریدم گذشتمدوتا
قطره ی اشک روی شیشیه حیرون یکی گریه ی من یکی مال بارونچه غمگین
جاده چه بی رحم رفتن جدا می شم از تو جدا میشی از من از منیه
قلب مسافر یه مرغ مهاجر با یه دفتر از خاطرات قدیمیکه پر می شه از لحظه های صمیمی
چقدر غمگینه رفتن چقدر سخته لحظه ی
خدا حافظی هنوزم مرددم که برم یا نرم ولی بالاخره یه روز باید می رفتم دلم واسه همتون تنگ میشه واسه همتون تنگ می شه به همتون عادت کرده بودم خیلی واسم سخته که بگم دیگه آپ نمی کنم باید از همتون تشکر کنم از خیلی ها که باهام بودن تا آخرش باید از
نیکتا خانم، نیلوفر خانم ، آقا رضا ، دنیل جان، ریحانه خانم ، آزیتا خانم ، مجید جان ، یلدا خانم ، از یه .... ، از گندم ، از مینا و بیتا ، دوست خیلی خوبم دیوانه او ، اسنیپ بردیا جان ، فلور خانم ،نازنین خانم ، امین جونننم ، آقا سعید ، آقا مسعود، از شکوفه خانم،سارا خانم، آیسودا ،امید وکیانا ،سمیه ، پردیس ، یاس مهربون ملیحه،متین وثمین ،مجید ،سونیا ، پریا ، مهتاب و.......
اگه بخوام اسم همشون رو بیارم خیلی بیشتر از اونی می شه که فکرش رو می کنم الان تو اتاقم رو صندلیم لم دادم ودارم یه آهنگ غمگین در مورد خداحافظی گوش می دم وتایپ می کنم خیلی واسم سخته باورش که دیگه نمی تونم آپ کنم خیلی ممنونم که همیشه با نظراتتون منو دلگرم می کردین و بهم انرژی + می دادین امید وارم می کردین من اول کارم رو با 5 نظر شروع کردم تا به 130 نظر رسید و این لطف خدا بود و محبت دوستای گلم همتون رو
می بوسم آخه ما ایرونی ها عادت داریم موقع خداحافظی همدیگرو بوس کنیم انگار تا قبلش نبودیم ولی من مثل همیشه می بوسمتون و واستون دعا می کنم تو هر زمینه ای که دوست دارین پیشرفت کنین ولی با یاد و کمک خدا، آپ آخر چقدر سخته داره گریه ام میگیره یه جوری بغض کردم به خدا نمی دونم چی باید بگم خیلی حرف دارم ولی مگه میشه همه ی حرف هام این جا بزنم فقط می تونم بگم یکی از زیباترین دوران زندگیم بود خوب دیگه دوستای گلم سختمه بگم..................تا یک طلوع دیگر که نزدیک نیست همتون رو دوست دارم، دوست دارم باور کنین که خیلی
دوستتون داشتم ودارم وهیچ وقت از ذهنم بیرون نمی رین
